تمسخر
به خاطر سه چیز هیچگاه کسی را مسخره نکنید :
چهره
پدرومادر
زادگاه
چون انسان هیچ حق انتخابی در مورد آنها ندارد
جادوی سیاه
اینو من نباید بهت بگم ولی تو یه عیب خیلی بزرگ داری
که... نمی شه دوست نداشت!
*********************************************
دوست دارم: فارسی
انگلیسی: iloveyou
احبک : عربی
ترکی: senis evar youroum
آلمان: ichie bed
پدات: افغانی
بابا به چه زبونی دیگه بگم دوست دارم خوب دوست دارم دیگه
*********************************************
آنقدر دل اتم پر بود که با شکافتنش دنیایی لرزید ،
دل من نیز پر بود ، وقتی شکست ، سکوتی کرد که به دنیایی می ارزید .
*********************************************
یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کُند بشه!
نه این که هیزمش زیاد باشه . تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون...
*********************************************
آدما وقتى از هم دورن واسه هم SMS می فرستن
من واسه تو که تو قلبمى چى بفرستم؟ ها؟
*********************************************
سه تا فرشته مهربون تو دنیا هست،
اولیش به کبوترهای عاشق دونه می ده،
دومیش به آدمای عاشق کمک می کنه،
و سومیش که من عاشقشم داره این SMS رومی خونه!
*********************************************
می گن شیشه عمر آدما اگه خیس بشه عمرشون کم می شه!
می دونستی چشات شیشه عمر منه؟
*********************************************
می دونی آدما بین " الف " تا " ی " قرار دارند.
بعضی ها مثل " ب " برات می میرند،
مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عاشقت می شوند،
مثل " م " منتظر می مونند تا یه روز مثل " ی " یارت بشن.
*********************************************
می گن قلب آدما اندازه مشتشونه.
ولی چه طوری یه دنیا مهربونی، یه آسمون صداقت،
یه کهکشون محبت و یه دریا عشق تو مشتت جا شده؟
*********************************************
آدما سرشون روبالا می کنن تا ماه رو ببینن
ولی نمی دونن ماه سرشو پایین کرده داره SMS می خونه!
*********************************************
هیچ می دونستی هربار که تو پلک می زنی من نفس می کشم؟
پس مواظب باش به کسی خیره نشی که من خفه می شم!
*********************************************
چشماتو ببند
...
بستی؟
...
حالا باز کن
...
باز کردی؟
...
چقدر طول کشید؟
همین قدر هم نمی تونم دوریتو تحمل کنم!
*********************************************
در بن بست هم راه آسمان باز است، پرواز را بیاموز
اسنیچ: این اولین بار است که شما به اینجا می آیید؟ (پارک دنیای جادویی هری پاتر)
یتس: بله
اسنیچ: در مجموع، این پارک نسبت به استودیو لویدسون (استودیو فیلم برداری فیلم ها) چگونه است؟
یتس: تمیزه. می تونید شیرینی بخورید، چون شیرینی هاش واقعی اند، در واقع این خیلی قابل توجهه. اینجا همه چیزش واقعیه. آنها واقعا کارشون را خیلی خوب انجام دادند. می دونم که استوارت کریگ (طراح صحنه فیلم ها) به انجام عملیات آنها خیلی کمک کرده. اون خیلی باهوشه. مردم میان اینجا و فقط تزئینات را می بینند و لذت می برند. اما من دست های استورات رو در همه جای اینجا می بینم. و آنها هم واقعا به طراحی استوارت وفادار بودند. کاملا صادقانه بگم، اینجا یک کم سورئال است.
داشتم این اطراف قدم می زدم و فکر می کردم که یک دفعه پیش خودم گفتم: ” آه اینجا داریم فیلم می سازیم، نه فیلم نمی سازیم. همه این مردم دارند اینجا تفریح می کنند و لذت می برند. اما این کار هست، این کار هست و کاریش نمی شه کرد…” اینجا واقعا در ساعات اول برام خارق العاده بود اما بعدش من هم یکی از آنهایی شدم که تفریح و سواری می کردند. سواری ممنوع خیلی جالب بود.
اسنیچ: در چند روز دیگه قسمت تکیملی فیلم را در دیسک قسمت های ویژه می بینیم، این پشت صحنه چه طور است؟ این قسمت چه مزیتی دارد؟
یتس: من فکر می کنم این قسمت تعامل بیشتر با فیلم است. من فکر می کنم این مثل افسون های فیلم است که در مورد شگفتی های این قسمت است. اما فکر نمی کنم که پشت صحنه باشه چون یک قسمت تعاملی است همراه با بازیگران.
در آغاز قسمت تکمیلی شما مجری را تغییر دادید، قرار نبود آغاز آن با اسنیپ باشد. چرا می خواستید با او شروع کنید و چرا تغییر کرد؟
یتس: من می خواستم که اسنیپ جلودار این اجرا باشد، چون این خواسته من برای اجرا بود. اما کاملا مطمئن نیست که چه طور شروع شده است. ما هاگوارتز را می بینیم، درش پرواز می کنیم، جمع شدن دیوانه سازها را دورش می بینیم، شکستن دیوارها را می بینیم اما اسنیپ قسمتس از آن نیست چون اون خودش یکی از نمادهای پایان داستان است. درک کردن اسنیپ اولین چیزی هست که شما در داستان می بینید این برای من خیلی مهم بود چون آلن ریکمن زیاد در فیلم نیست. اما اون فوق العاده بود و هست.
اون مثل کسی می مونه که کارهایی کرده و یک دفعه بین خودش و بقیه انقلابی به وقوع می پیونده. در حالت چهره آلن در اول فیلم چیزی فراموش نشدنی وجود داره. او درحال فکر کردن به چیزی است که هیچ کس از آن خبر ندارد و چهره اش انرژی ای خاص به دوربین منتقل می کنه. در اول فیلم شاهزاده دورگه فیلم را با تخریب پل آغاز کردیم، اما در این فیلم فکر کردم شروع فیلم با این صحنه جالب باشد.
اسنیچ: در آغوش گرفتن دراکو و ولدمورت؟
یتس: ما خودمون هم شوک شدیم، در واقع این اتفاق در صحنه های آزمایشی افتاد، در موردش فکر کردیم به این نتیجه رسیدیم انجامش بدیم.
اسنیچ: کی این پیشنهاد را به شما داد؟
یتس: پیشنهاد رالف بود (ولدمورت). من خودم تصور می کردم ولدمورت نمی تونه کسی رو لمس یا احساس کنه. نمی تونه چون اون شاهزاده تمام شیاطینه. برای همین است که داره تلاش می کنه تا اون را در آغوش بگیره. می دانستیم که این برای آمریکایی ها جذاب است و اون واقعا خوب بازیش کرد.
این خلاصه ای از مصاحبه اختصاصی اسنیچ سیکر با دیوید یتس، کارگردان چهار فیلم آخر مجموعه فیلم های هری پاتر بود.
WELCOME!